تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

بی تو مهتاب شبی باز از ان کوچه گذشتم
 
 
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
 
 همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
 
 شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
 
 شدم آن عاشق دیوانه که بودم
 
در نهان خانه جانم گل یاد تو درخشید
 
 باغ صد خاطره خندید عطر صد خاطره پیچید
 
 یادم آمد که شبی باهم ازآن کوچه گذشتیم
 
 پر گشودیم و در آن خلوت دل خواسته گشتیم
 
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
 
 تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
 
 من همه محو تماشای نگاهت
 
 آسمان صاف و شب آرام
 
 بخت خندان و زمان رام
 
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب
 
 شب و صحرا و گل و سنگ
 
 همه دل داده به آواز شباهنگ
 
 
ادامه مطلب
+نوشته شده در پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت8:28توسط رمضانی |