سلام حضور همه دوستان عزيز
خدمت شما بگم كه چند روزي كه نبودم، مسافرت بودم. چند سالي بود كه توفيق زيارت اما رضا (ع) را نداشتم.امسال با وجود اينكه از بابت شغلم خيلي سرم شلوغ بود تصميم گرفتم هر طوري شده برم.
خدا را شكر، توفيقي حاصل شد و بقول خودمون اما رضا ما رو هم طلبيد و رفتيم زيارت. اونجا به ياد همه شما دوستان گرامي بودم.
خيلي باصفا بود، جمعيت موج مي زد، از همه اقوام و مذاهب اونجا بودن، تو اين موضوع خيلي دقت كردم.
توي حرم نشسته بودم متوجه يه آقايي شدم كه اومد و پشت سر من ايستاد، نمي دونم چرا ولي از همون ابتدا كه داشت مي اومد توجهم رو به خودش جلب كرد، از حالت ايستادنش معلوم بود كه از برادران اهل سنت بود بعد از چند لحظه دعا خوندن اشك هاش سرازير شد،حال معنوي عجيبي داشت، خيلي گريه كرد، خيلي زياد.
من دعا و زيارت خوندم ، هنوز داشت گريه مي كرد. دو سوره قرآن خوندم باز هم داشت گريه مي كرد.
از اين نمونه ها زياد بود. از همه اقوام و مذاهب اونجا بودن.
يكي نماز مي خوند، يكي به سمت ضريح مي رفت، يكي گريه مي كرد.تو حرم جاي سوزن انداختن نبود.براي پيدا كردن يه جاي كوچيك براي نماز خوندن بايد كلي اين ور و اون ور مي گشتي تا شايد يه جاي كوچيك يه گوشه كنار براي خوت پيدا كني.
خلاصه مي خوام بگم جاي همه تون خالي، خيلي با صفا بود. گنبد طلا و كبوترهاي حرم و سقا خونه و مسجد گوهر شاد و .........
ظهرها بعد از نماز مردم رو مي ديد كه براي تبرك تو صف مي استادند تا يه لقمه مهمون امام رضا بشن.خلاصه جاي همه تون خالي.
انشاء ا... قسمت شما بشه.
اغنيا مكه روند و فقرا سوي تو آيند جان به قربان تو جانا كه تو حج فقرايي



