تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

همه شب نخفت چشمم
همه شب نخفت چشمم به سرود سبز باران

به ترنم هزاران به نوای آبشاران

 

چه شبی؟ که روشنایی به جهان نمی تراود

مگر از زلال باران سرشک داغداران

 

به سلام چشمه بردم دل تلخ و تار خود را

چه دمید صبح تابان ز ستیغ کوهساران

 

چو گلی سپید و روشن به تبسمی درخشید

که غبار شب بیافشان به نظاره بهاران

 

به سلام چشمه بردم دل خویش و غوطه دادم

زغبار روزگاران به صفای چشمه ساران

 

 

ولی ا... درودیان

+نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت11:10توسط رمضانی |