تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

گنجشکک خیال من

گنجشکک خیال من
بپر به شاخسار باغ او
که اوج بی نهایت است بهار جانفزای او
برو برو به سوی او
که او،
گلی شکفته دارد از بهار
زان بهار بی خزان
برو برو بسوی او که یاسمن زعطر خود،
زعطر با صفای خود
تو را کِشد بسوی خود
به سوی بیکران خود

گنجشکک خیال من
ز عطر و بویِ یاسمن
بیاور از برای من
که من زعطر نای او
تجسمی کنم ز او
تبسمی کنم به او
و چشم و دیده ی دلم
که سو ندارد از فراق
درخششی کند دوباره باز
زعطر دلربای او

گنجشکک خیال من
برو برو به سوی او
که مه همیشه سجده دارد
از برای روی ماه او.

+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت17:42توسط رمضانی |