خزان آمد
بهاران رخت بربسته
نمی بینم بلبل را
که آید در برم خواند سرود عشق و شادی را
چکاوکها برفتند از حضورم
پرستوهای عاشق باز گشتند
ولی من
در این ایام تنهایی
همانند همان برگم
که ازباد خزان بر باد رفته
خزان آمد
ره آوردش چنین بوده ست
سکوت، سکوتی سهمگین و مرگ آور
و من اکنون سکوتش را به لب دارم
نمی خوانم، نمی بینم، نمی دانم چه بنویسم
که قلبم از سکوتم داغدار است.
سکوت یعنی چه؟
آه یادم آمد
سکوت یعنی مرگ و گهگاهی ، زندگانی و رضایت
من از مرگ می گویم
خزان آمد
دگر بلبل نمی خواند سرود عشق و شادی را
دقایق در وجودم سال گشته
چکاوک هم به مانند سارگشته
لاله های قرمز و رزهای زرد
خاطرات پیچک و شب بوی گرم
رفته از یاد زمان
آنچه امروز مانده ست در یاد زمان
سردی و بی مهریِ تلخِ جفاست
خزان آمد
رفته از یادِ تو هم ، یاد ایام بهار
سر انجام شمع دل خاموش خواهد شد
زطوفان خزانی که از سوز صدایش
مرا خاموش کرده است
خاموش تر از سوگ خزان
در سکوتش سخت زنجیرم
سخت می نالم
و سرانجام
سخت می میرم

خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستانم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسی می خواهد
داخل خانه پر مهر و صفا مان گردد
یک سبد بوی گل سرخ به ما هدیه کند
شرط وارد گشتن
شستشوی دلها
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
به درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار ......
خانه دوستی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست.
فریدون مشیری
خانه دوست اینجاست
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
امشب ای سینه زغم فریاد کن
عیدتان مبارک
دلیل غیبتم این است
خانه دوست اینجاست
من از آفاق بهار آمده ام
لحظه دیدار نزدیک است
همه شب نخفت چشمم
میلادش مبارک
در شهر خبری نیست
بی تو مهتاب شبی
کفشهایم کو
ایام دور از تو
قلب من عاشق نور است
پنج وارونه چه معنا دارد
شوق رفتن
دل من عادت به شکستن دارد
خزان آمد
من آن شب گریه می کردم
حس عجیب
ایستاده بودم منتظر
خطبه 78 نهج البلاغه
اگر عاشق نبودم ....
2A
پشت هیچستانم
ياد تو
کیستم من؟
دیگر نمی گویم شعر
السلام علیک یا ابا عبدالله
غمی دیرنه اندر سینه دارم
گل من یاسمن است
من تو را منتظرم
گنجشکک خیال من
قاصد مخصوص
تو بمان ای یاسمن با قلب من
بهار بهار چه اسم آشنایی!!
گل بهاری
خلوت تنهایی دنج دل ما
نقاشی
لحظه ها
تصوير بعد از غيبت
سوال بي جواب
وحشت
زيارت امام رضا
چند كلمه
حق ليله
زورق عشق
به تو و عشق تو من ایمان دارم
×××
×××××
××××××
آسک
5000
ساحل
مخلوق
ناصری خواه
معلم مینابی
عشق میناب
دنیای حرفه و فن
دفتر خاطرات عمومی
فتوبلاگ منصور وحدانی
نسیمی از دیار آشتی
حرفه و فن میناب
خدایا کمکم کن
نسیم انتظار
تو می تونی
بنگری
آقا اجازه ؟
انبا میناب
عشق آبی
هنر میناب
محبت و زیبایی
علمی و آموزشی
خانه دوست کجاست؟
ناگهان چه زود دیر می شود
کانون فرهنگی هنری حجت
تا شقایق هست زندگی باید کرد
گاهی دلم برای خودم تنگ می شود
راهنمایی دخترانه 13 آبان بندرعباس
جایی برای تفکر بیشتر!!!
خدا کند که بیایی
محض یار مهربان
مهر مهربانی
جای پای خدا
ترنم باران
******
****
نارایانا
کویر
انتظار
رامسین
بر مدار هیچ
کلینیک فنی میناب
ماهی که قلّابی از آب درآمد
دیر تش باد(کوچکترین مدرسه دنیا)
قبل از آنکه فکر کنی اتفاق می افته
Bandar Abbas English Teacher
قطاری به مقصد خدا
راز شقایق
یاسمن
رز سیاه
سلام
صبر سبز
کوه در من
همدم روح
قاصدک شب
شهر من لنگه
سفر به آرزوها
فقط چند دقیقه
پروانه بی پروا (هانا)
به یاد خدا و مهربانی هایش
به بهارم نرسیدی به خزانم بنگر
جایی برای تفکر بیشتر
شهاب و شهریار
عشق بی پایان
بچه محل
قاصدک
معراج
خانه
ایرانی سلام
همدم تنهایی
انتظار ( بهروز رها )
به دلت نیت دریاها کن
صدای گیتار "ترنم"
عشق و زندگی
فردای روشن
"انجمن طنز"
زنگ تفریح
سوسو
قرارگاه
مکتوب
درویش نامه
کلاس انتظار
شعر و شاعران
فردای روشن
قدوم یاس
باغ آرزو
طلیعه زمین
گل بارون زده
طراحی وب سایت
اطلاعات عمومی(محمدی)
جز حسين نيست كسي لايق عشق
وبلاگ شخصی سعید باقری
راهی به سوی مهتاب
فلسفه های لاجوردی
تیام سیستم میناب
یه روزایی .....
باران بهاری
اشعار زيبا
نسیم صبا
انديشكده
تک سوار
استاذنا
بهشت
ذکر
حکایت دوست
هنر ارتباط
کی میرسد باران؟
خانه دوست اینجاست

