به کدامین سوگند
من قسم یاد کنم
که به تو
به تو و عشق تو ایمان دارم
و تو را در بن اعماق وجودم می یابم
ای که از دورترین فاصله ها، نزدیکی!
تو بدان
که در این عصر و دیار
که هماره همه در سعی و تلاشند
که ز بال یکی سنجاقک
کوهی از سست ترین ها سازند
و در افکار خود آن را به عظیمت، تجسم سازند
من به حُبی که از آن، ناب تریم عشق تبلور یافته
من به آن عشق ارادت دارم
و به تو
به تو و عشق تو ایمان دارم.
دانی بی تو، دستي به قلم نبرده بودم؟
بي یـــاد تو زورقــي به بر نبــرده بودم؟
موج و طوفــان و شب تار غيـبت
بي روي تو آرام بسر نبرده بودم؟
داني كه حضورت به چراغي ماند؟
بي نــور تو قلبم بسفر نبرده بودم؟
اي رهبر كشتي وجودم، با زورق عشق،باز آ
بي عشق تو شامـــم بسحر نبــــــرده بودم.حق ليله
سلام
مي خوام شما را با يك رسم قشنگ و جالب در استان هرمزگان آشنا كنم
در شب ميلاد امام عصر(عج) تو استان ما همه به جشن و شادي و آذين بندي خيابانها و مساجد مي پردازند و در كنار اون يه مراسم خاصي داريم به نام حق ليله. موضوع از اين قراره كه بعد از اذان مغرب و نماز افراد از بزرگ تا كوچيك همه به ديدن ساير افراد فاميل و همسايه ها مي روند و شب عيد رو به هم تبريك مي گويند. و تو هر خونه به خاطر ميلاد امام زمان (عج) با شيريني و شربت پذيرايي مي شوند، البته اين ديدار در هر خانه زياد طول نمي كشه و افراد دم در هر خونه عيد رو به هم تبريك مي گن و شيريني مي خورند و به خونه بعدي مي روند، چون افراد سعي مي كنن به ديدن همه افراد فاميل و همسايه ها بروند. همه كوچه ها شلوغ ميشه و صداي حق ليله ، حق ليله سرتاسر محله ها رو پر مي كنه.
بچه ها تو كوچه ها كه راه مي روند با صداي بلند مي خونند:
حق ليله حق ليله
( حق ليله به معني حق امشب است)
اينها كين؟؟ منتظران مهدين
اين رسم از قديم تا كنون به جاي مانده است، فلسفه آن هم اين است كه روايت شده است كه در زمان تولد حضرت مهدي به حاكم وقت خبر داده بودند كه فردي متولد مي شود كه تمام خاندان ظلم و ستم را از بين مي برد، براي همين حاكم به سربازان دستور داده بود كه بگرديد و اين فرد را به محض تولد بيابيد و بكشيد، مردم براي اينكه مشخص نشود امام در كدام خانه متولد شده است به همه خانه ها سر مي زدند و همه خانه ها را شلوغ مي كردند.

حق ليله چند جنبه دارد
1. تبريك ميلاد امام عصر
2. ديدار دوستان و آشنايان باهم
3. آشتي كردن و از بين رفتن كدورتها
4. برجا ماندن رسم و آيين قديمي
شب حق ليله بر شما هم مبارك
اي كه از نا گفته ها سخنِ بسيار داري، از كدامين سو آمده اي كه
آهنگ شور انگيز قلبم را اين گونه تند تر مي نوازي. اي سكوت پر
هياهو، اندكي آرام تر از كنار قلبم بگذر، ترسم آن است كه غصه ها
بيدار گردند.
سلام حضور همه دوستان عزيز
خدمت شما بگم كه چند روزي كه نبودم، مسافرت بودم. چند سالي بود كه توفيق زيارت اما رضا (ع) را نداشتم.امسال با وجود اينكه از بابت شغلم خيلي سرم شلوغ بود تصميم گرفتم هر طوري شده برم.
خدا را شكر، توفيقي حاصل شد و بقول خودمون اما رضا ما رو هم طلبيد و رفتيم زيارت. اونجا به ياد همه شما دوستان گرامي بودم.
خيلي باصفا بود، جمعيت موج مي زد، از همه اقوام و مذاهب اونجا بودن، تو اين موضوع خيلي دقت كردم.
توي حرم نشسته بودم متوجه يه آقايي شدم كه اومد و پشت سر من ايستاد، نمي دونم چرا ولي از همون ابتدا كه داشت مي اومد توجهم رو به خودش جلب كرد، از حالت ايستادنش معلوم بود كه از برادران اهل سنت بود بعد از چند لحظه دعا خوندن اشك هاش سرازير شد،حال معنوي عجيبي داشت، خيلي گريه كرد، خيلي زياد.
من دعا و زيارت خوندم ، هنوز داشت گريه مي كرد. دو سوره قرآن خوندم باز هم داشت گريه مي كرد.
از اين نمونه ها زياد بود. از همه اقوام و مذاهب اونجا بودن.
يكي نماز مي خوند، يكي به سمت ضريح مي رفت، يكي گريه مي كرد.تو حرم جاي سوزن انداختن نبود.براي پيدا كردن يه جاي كوچيك براي نماز خوندن بايد كلي اين ور و اون ور مي گشتي تا شايد يه جاي كوچيك يه گوشه كنار براي خوت پيدا كني.
خلاصه مي خوام بگم جاي همه تون خالي، خيلي با صفا بود. گنبد طلا و كبوترهاي حرم و سقا خونه و مسجد گوهر شاد و .........
ظهرها بعد از نماز مردم رو مي ديد كه براي تبرك تو صف مي استادند تا يه لقمه مهمون امام رضا بشن.خلاصه جاي همه تون خالي.
انشاء ا... قسمت شما بشه.
اغنيا مكه روند و فقرا سوي تو آيند جان به قربان تو جانا كه تو حج فقرايي


