تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

گوشه ای از خلوت تنهایی دنج دل ما
 

 کاش در گوشه ای از خلوت تنهایی دنج دل ما

در همین نزدیکی

ذره ای از ناز ترین بوی حضور گل یاس

 پُر کند خانه دوست.

+نوشته شده در پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت21:27توسط رمضانی |
گل بهاری

 

 نازنینم چون گل بهاری
صفای جان و دل من بنفشه‌زاری
چه کرده‌ای با دل من خبر نداری

لحظه لحظه می‌دود دلم به سوی تو
ذره ذره می شود در آرزوی تو
به هر دو عالم ندهم نگاه دلجوی تو

زیبا، شیرین، آرام جانی
خندان، خندان دل می ستانی

غزل خوان گل افشان چو باز آیی
جهان را چه زیبا بیارآیی

روشن‌تر از صبح سپیدی
در جان من نور امیدی
تو همچون ستاره درخشانی
فروزان چو خورشید تابانی

دلم را نگارا نمانده یارا
به مهربانی بخوان ما را

لحظه لحظه می‌دود دلم به سوی
تو ذره ذره می‌شود در آرزوی تو
به هر دو عالم ندهم نگاه دلجوی تو

می نشینم سر راهت که نگاهت به چشمان من افتد
تا ببینی چرا هر دم سرشک غم به دامان من افتد

ای نسیم پرنیان پوش
در دل نگردد آتش عشق تو خاموش

لحظه لحظه می‌دود دلم به سوی تو
ذره ذره می‌شود در آرزوی تو
به هر دو عالم ندهم نگاه دلجوی تو

بیا تو ای زیبا که من در سر شوری دارم از اشتیاقت
ببین که جان بر لب رسیده است‌ام
چو شمع می‌سوزم از فراغت

تا نغمه ای سر می‌کند مرغی خوش آواز
دل چون کبوتر می کند سوی تو پرواز


ای نسیم پرنیان پوش
در دل نگردد آتش عشق تو خاموش

لحظه لحظه می‌دود دلم به سوی تو
ذره ذره می‌شود در آرزوی تو
به هر دو عالم ندهم نگاه دلجوی تو

شعر از: فریدون مشیری

+نوشته شده در شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت7:59توسط رمضانی |
بهار بهار چه اسم آشنایی !!!


در غیاب ثانیه ها سکوت می کنم، آنگاه که هیچ هم وجود ندارد.

خودم هم نمی دانم.!

دفتر خاطره ها را ورق می زنم. کلمات و خاطرات شان یک به یک از جلو دیدگان رژه می روند. آن یکی را ببین، چقدر گامهایش را محکم به زمین می کوبد؛
 آن یک در گوشه ای دیگر ، بیچاره نای راه رفتن هم ندارد. گامهایش را لنگ  لنگان بر می دارد.

با همه اینها دفترم سفیدٍ سفید به نظر می آید؟؟؟!!

چرا؟

من هم نمی دانم.

چه زمانی بغض فرو خورده ی من می شکند؟

بهار بهار چه اسم آشنایی                 صدات میاد اما خودت کجایی؟
 
+نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388ساعت7:56توسط رمضانی |
تو بمان ای یاسمن با قلب من


کاش بودی تا دلم تنها نبود

غصه تلخ نبودن، با من ِ تنها نبود

کاش بودی تا نبینم غصه را

من ببینم قامت جانانه را

ای همه موج حضور

ای همه هستی و شور

به کجا رفتی تو در روز بهار

قلب من را تو نمودی غصه دار

عشق تو در قلب من ریشه زده

ریشه نه! در قلب من بوته شده

بوته ای از رازقی، از یاسمن

جان من، خود گشته ای از آنِ من

یاس من گل کاشته ای در قلب من

تو بمان ای یاسمن با قلب من


شروع سال جدید رو به شما بازدید کننده محترم از این وبلاگ تبریک
می گویم و آرزوی بهترین ها را برای شما در سال جدید دارم.

+نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت6:19توسط رمضانی |