قاصدمخصوص
قاصدمخصوص
گر چه در دورترين شهر جهان محبوسم
از همين دور ولی روی تو را می بوسم
گر چه در سبزترين باغ ولی خاموشم
گر چه در بازترين دشت ولی محبوسم
خلوت ساکت يک جوی حقيرم بی تو
با تو گسترده گی پهنه اقيانوسم
ای به راهت لب هر پنجره يک جفت نگاه
من چرا اين قدر از آمدنت مايوسم؟
اين غزل حامل پيغام خصوصی من است
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم !
گر چه تکرار نبايد بکنم قافيه را
به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم
بار ديگر می گويم تا يادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم
گر چه در دورترين شهر جهان محبوسم
از همين دور ولی روی تو را می بوسم
گر چه در سبزترين باغ ولی خاموشم
گر چه در بازترين دشت ولی محبوسم
خلوت ساکت يک جوی حقيرم بی تو
با تو گسترده گی پهنه اقيانوسم
ای به راهت لب هر پنجره يک جفت نگاه
من چرا اين قدر از آمدنت مايوسم؟
اين غزل حامل پيغام خصوصی من است
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم !
گر چه تکرار نبايد بکنم قافيه را
به خصوص آن غلط فاحش نامحسوسم
بار ديگر می گويم تا يادت نرود
مهربان باشی با قاصدک مخصوصم
بهروز یاسمی
+نوشته شده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت9:53توسط رمضانی |
گنجشکک خیال من
گنجشکک خیال من
بپر به شاخسار باغ او
که اوج بی نهایت است بهار جانفزای او
برو برو به سوی او
که او،
گلی شکفته دارد از بهار
زان بهار بی خزان
برو برو بسوی او که یاسمن زعطر خود،
زعطر با صفای خود
تو را کِشد بسوی خود
به سوی بیکران خود
گنجشکک خیال من
ز عطر و بویِ یاسمن
بیاور از برای من
که من زعطر نای او
تجسمی کنم ز او
تبسمی کنم به او
و چشم و دیده ی دلم
که سو ندارد از فراق
درخششی کند دوباره باز
زعطر دلربای او
گنجشکک خیال من
برو برو به سوی او
که مه همیشه سجده دارد
از برای روی ماه او.
+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت17:42توسط رمضانی |


