تبليغاتX
خانه ی دوست اینجاست

خانه ی دوست اینجاست

کاغذی از لای کتابم پرید

من و چند عقربه تنها بودیم
ساعتم بی تاب بود
واژه ها تکراری
همه در حسرت دیدار تو  تیک تاک کنان
به تماشای زمان بنشسته

من و یک پنجره تنها هستیم
کاغذی از لای کتابم پرید
او در اندیشه ی آزادی
که مبادا به قلم
نقش هجران تو را بر دل پاکش بکشم
او هم از بار غم تو، گریخت !!!!!!!!


ساعت


برچسب‌ها: پنجره, قلم
+نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت13:26توسط خانه ی دوست |
گل آفتابگردن هم ....

 گاهی وقتها می شود به همه چیز پشت کرد حتی خورشید

آنگاه که اطمینان داری کسی محکم و استوار همچون نخل پشتیبان توست

آفتاب گردان



برچسب‌ها: آفتابگردون
+نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت14:55توسط خانه ی دوست |
عشق سرمایه زندگی

بنویسید به دیوار سکوت:

«عشق سرمایه ی هر انسان است»

بنشانید به لب حرف قشنگ ...

حرف بد وسوسه ی شیطان است ...

و بدانید که فردا دیر است ،،،

و اگر غصه بیاید امروز

 تا همیشه دلتان درگیر است ...

پس بسازید رهی را

که کنون تا به ابد سوی صداقت برود ...

و بکارید به هر خانه گلی ،،،

که فقط بوی « محبت » بدهد..

+نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت13:0توسط خانه ی دوست |
همه شب نخفت چشمم

همه شب نخفت چشمم به سرود سبز باران

به ترنم هزاران به نوای آبشاران

 

چه شبی؟ که روشنایی به جهان نمی تراود

مگر از زلال باران سرشک داغداران

 

به سلام چشمه بردم دل تلخ و تار خود را

چه دمید صبح تابان ز ستیغ کوهساران

 

چو گلی سپید و روشن به تبسمی درخشید

که غبار شب بیافشان به نظاره بهاران

 

به سلام چشمه بردم دل خویش و غوطه دادم

زغبار روزگاران به صفای چشمه ساران

+نوشته شده در جمعه پنجم اسفند 1390ساعت21:4توسط خانه ی دوست |